یه وقتا دلت طوری تنگ میشه که مغزت کاملا فلج میشه
بدی هاش یادت میره
نامردیش یادت میره
بی محبتی و رفتارسرد و تلخش یادت میره
وقتی با بیرحمی تنهات گذاشت یادت میره
فقط میگی خدایا یه دقیقه ببینمش این دل وامونده آروم شه...!
تورا نه عاشقانه
نه عاقلانه
و نه حتی عاجزانه
که تو را عادلانه در آغوش میکشم
عدل مگر نه آن است که هر چیز سر جای خودش باشد؟؟!
او نمیفهمد
گاهی کسی مارا دوست دارد
ما نمیفهمیم
خلاصه یه مشت نفهم دور هم جمع شدیم تشکیل اجتماع دادیم...!!!



خدایا!
دستانی را در دستانم قرار بده
که پاهایش با دیگری پیش نرود...
ای کاش قصه ی عشق از تهش میخوندیم...
اونوقت مجبور نبودیم
برای
فراموشی خاطره ها
یه قصه ی دیگه بسازیم...!!!
تــــــو
شبیه دیگران نیستـــی !
دیگران حـــرف میزنند ،
راه میـــروند ،
نفس میکشند ...
تــــــو
نه حــــرف میـــزنی
نه راه میــــروی
و نه ...
میـــگذاری نفس بکشم !!

مفید ترین جمله ای که شنیدم این بود:
"دوست ندارم"
اون لحظه فهمیدم
نباید شیر محبتمو بیشتر از این باز بذارم محبتم حیفه!!!!!
گویی از من...!
گویی از تو...!
گویی از همه خواسته اند...!
که بنویسم...!
نمی نویسم...!
چون همه می دانند که همیشه همه گفتند که من...!
گفته ام...!
سکوت من تمام حرف هایم را می زند...!
سکوتم تقدیم به آن هایی که حرف های زبانیم را نمی فهمند...!
اما خودم و سکوتم را می فهمند...!
از دست نوشته های م.ح.ط (kelk)
میدانی رفیق ؟ نه زیبایم . . . نه مهربان . . . فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست . . . فقط برای خودم هستم . . . خوده خودم . . . صبورم و سنگین . . . سرگردان . . . مغرور . . . قانع . . . با یک پیچیدگی ساده . . . و مقداری بی حوصلگی زیاد . . . برای تویی که چهره را میپرستی نه سیرت آدمی را ، هیچ ندارم . . . راهت را بگیر و برو . . . حوالی ما توقف ممنوع است . . .



