






ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﯼ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﭼﺮﺍ ﺗﺎ ﻣﺮﺯ ﺩﯾﻮﺍﻧﮕﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺸﻮﻡ
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﻧﻤﯿﺮﺳﻢ ؟
ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ:
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ﭼﺮﺍ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﻢ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﯾﻢ !؟
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻫﻢ ﺯﺩ ﺗﻮ ﺩﻫﻨﺶ
ﮔﻔﺖ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﻨﻮ ﺑﺎ ﺳﻮﺍﻝ ﺟﻮﺍﺏ ﻧﺪﻩ.
آدمی هیچگاه از زبان مردم آسوده نیست، زیرا :
اگر بسیار کار کند، میگویند احمق است !
اگر کم کار کند، میگویند تنبل است!
اگر بخشش کند، میگویند افراط میکند!
اگر جمعگرا باشد، میگویند بخیل است!
اگر ساکت و خاموش باشد میگویند لال است!!!
اگر زبانآوری کند، میگویند ورّاج و پرگوست ..!
اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند میگویند ریاکاراست!!!
و اگر نکند میگویند کافراست و بیدین .....!!!
لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد
پس آنچه باشید که دوست دارید.
شاد باشید ؛ مهم نیست چگونه قضاوت شود.
سخت است حرفت را نفهمند،
سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،
حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد
وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،
اشتباهی هم فهمیده اند.
"دکتر علی شریعتی"
میدانی رفیق ؟ نه زیبایم . . . نه مهربان . . . فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست . . . فقط برای خودم هستم . . . خوده خودم . . . صبورم و سنگین . . . سرگردان . . . مغرور . . . قانع . . . با یک پیچیدگی ساده . . . و مقداری بی حوصلگی زیاد . . . برای تویی که چهره را میپرستی نه سیرت آدمی را ، هیچ ندارم . . . راهت را بگیر و برو . . . حوالی ما توقف ممنوع است . . .