یه ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ....
.
.
.
.
.
.
ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﻣﻠﮏ ﺣﺴﯿﻨﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﭘﺰﺷﮏ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﮐﺒﺪ ﺩﺭ ﺁﺳﯿﺎ
ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﻋﻠﯽ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺧﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﺶ ﺭﺿﺎ ﺧﺎﻥ ﻣﯿﮕﻪ ﻫﺮ ﻋﻘﺎﺑﯽ ﺑﺨﺎﺩ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﮐﺸﻮﺭ ﻋﺒﻮﺭ ﮐﻨﻪ ﺑﺎﯾﺪ
ﭘﺮﻫﺎﺷﻮ ﺑﺎﺝ ﺑﺪﻩ
ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﭘﺮﻓﺴﻮﺭ ﻣﻮﺳﯿﻮﻧﺪ ﻭ ﻗﻠﺐ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﺭﻭ ﺍﺧﺘﺮﺍﻉ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻓﺎﺗﺢ ﺗﻬﺮﺍﻥ
ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﭘﺮﻓﺴﻮﺭ ﮐﺮﻡ ﺯﺍﺩﻩ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺭﯾﺎﺿﯽ
ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﺣﺴﺎﻥ ﮐﺎﻣﺮﺍﻧﯽ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻫﺎﺭﻭﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﺨﺘﺮﻉ ﻗﺮﻧﯿﻪ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ
ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﭘﺮﻓﺴﻮﺭ ﺑﺎﻫﺮ ﻣﻐﺰ ﺳﻮﻡ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺟﻬﺎﻥ
ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺎﻧﻮ ﻗﺪﻡ ﺧﯿﺮ ﺭﻫﺒﺮ ﻣﺒﺎﺭﺯﺍﻥ ﻋﺸﺎﯾﺮ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ
ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﻬﻨﺎﻡ ﻣﺤﻤﺪﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻧﻮﺟﻮﺍﻥ ﺷﻬﯿﺪ ﺭﺍﻩ ﻭﻃﻦ
ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﺣﺴﯿﻦ ﭘﻨﺎﻫﯽ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ ﺣﺮﻓﺎﺵ
ﯾﻪ ﻟﺮﻩ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﺭﯾﻮﺑﺮﺯﻥ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺭﺗﺶ ﺩﺍﺭﯾﻮﺵ
ﺑﻪ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ همه لرهای ﺍﯾﺮﺍﻥ ...
شمایی که جک لرى میفرستى اینم به اشتراک بزار!
اگهی استخدام:



شما هم اینجوری شدید؟=====>

ﯾﻪ دونه ﻣﻮﺯ ﺧﺮﯾﺪﻡ ، شد ۱۱۰۰ ﺗﻮﻣﻦ !
پوستشو کندم گذاشتم رو ترارو وزن کردم .
ﻭﺯﻥ ﭘﻮﺳﺘﺶ در ۱۱۰۰ ضرب کردم بعد ﺗﻘﺴﯿﻢ ﺑﺮ ﻭﺯﻥ ﮐﻞ ﻣﻮﺯ کردم ،
ﻗﯿﻤﺖ ﭘﻮﺳﺘﺶ شد ۴۵۰ تومن !
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ، ﭘﻮﺳﺘﺶ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺧﻮﺭﺩﻡ ![]()

میدانی رفیق ؟
نه زیبایم . . . نه مهربان . . .
فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست . . .
فقط برای خودم هستم . . . خوده خودم . . .
صبورم و سنگین . . .
سرگردان . . .
مغرور . . .
قانع . . .
با یک پیچیدگی ساده . . . و مقداری بی حوصلگی زیاد . . .
برای تویی که چهره را میپرستی نه سیرت آدمی را ، هیچ ندارم . . .
راهت را بگیر و برو . . .
حوالی ما توقف ممنوع است . . .
مجنون از روي سجاده شخصي عبور كرد
نماز را شكست وگفت:
در حال راز ونياز با خدا بودم؛چرا رشته را بريدي؟
لبخندي زد وگفت:
بنده اي بودم و تورا نديدم؛تو عاشق خدا بودي چطور مرا ديدي؟
صدایی زیباتر از صدای سکوت نیست
!
یکی شکسته
و
نشسته
است که از آن
بیزاریم
است قدم برداشتن در راه عشق
قدم برداشتیم و این شد یک تصویر زشت
را تنها آن دلشکسته
چشید

عشق باشد
تو باشد
براي من باشي
كه براي هم باشيم

خدای عزیزم! مرا گفتی از رگ گردن به تو نزدیک ترم!
آخ! چه زیــبـــــا گـفـتـی...
اگر ذره ای از محبتت نباشد زندگانی بر من تمام است.
.........
خدایا بار دگر محبتت را بر من روا دار
دلم برای دوست داشتن های راستین تنگ شده


میدانی رفیق ؟ نه زیبایم . . . نه مهربان . . . فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست . . . فقط برای خودم هستم . . . خوده خودم . . . صبورم و سنگین . . . سرگردان . . . مغرور . . . قانع . . . با یک پیچیدگی ساده . . . و مقداری بی حوصلگی زیاد . . . برای تویی که چهره را میپرستی نه سیرت آدمی را ، هیچ ندارم . . . راهت را بگیر و برو . . . حوالی ما توقف ممنوع است . . .