که بسیاری از مردمانش
با يک " استخاره " هدف تعيين ميکنند
اذيتت ميكنه
ميسوزه از فكرت بيرون نمی ره
اما مثلا وقتى با چاقو ميبرى
بعده چند دقيقه فراموش ميكنى!!!
در واقع كاغذ از چاقو بّرنده تر نيست
ولی تو از كاغذ توقع نداشتی
اين حكايت بعضي از آدمهاست...
اما رازش را نفهمیدیم.
به مادر دل بستیم و روز اول مدرسه گریستیم و رازش را نفهمیدیم.
به پدر دل بستیم و وقتی به آسمان رفت گریستیم و باز.... نفهمیدیم.
به کیف صورتی گلدار...
به دوچرخه آبی شبرنگ...
بارها دل بستیم و از دست دادیم و شکستیم و باز نفهمیدیم.
چقدر این درس"تنهایی" تکرار شد و ما رفوزه شدیم.
این بند ناف را روز اول بریده بودند
ولی ما هرروز به پای کسی یا چیزی گره زدیم تا زنده بمانیم
و نفهمیدیم.....
افسوس نفهمیدیم که قرارست روی پای خود بایستیم
نفس از کسی قرض نگیریم
قرار از کسی طلب نکنیم
عشق بورزیم اما در بند عشق کسی نباشیم
دوست بداریم اما منتظر دوست داشته شدن نباشیم
به خودمان نور بنوشانیم و شور هدیه کنیم.
دربند نباشیم....
رها باشیم و برقصیم و آواز عشق سر دهیم.
عزت انسان بودنمان را به پای کرشمه کسی قربانی نکنیم.
بند ناف را خوب نبریده ایم....
به مویی بند ست...
تمامش کنیم!
وقتی برای دیگران ، لقمه ی بزرگتر از دهانشان باشی ،
آن ها چاره ای ندارند جز اینکه (خردت ) کنند تا برایشان اندازه شوی .
پس مراقب معاشرت هایت باش.
ساعت زندگیت را به افق آدمهای ارزان قیمت کوک نکن .
یا خواب می مانی...! یا از زندگی عقب !
براي حذف ادم هاي سمي از زندگيتان هيچ گاه احساس گناه و خجالت و پشيماني نكنيد...
فرقي نميكند،از بستگانتان باشد يا عشقتان يا يك اشناي تازه...
مجبور نيستيد براي كسي كه باعث رنج و احساس حقارت در شما ميشود جايي باز كنيد...
جدايي ها تلخند و ازار دهنده!
اما از دست دادن كسي كه قدر شما را نميداند و به شما احترام نميگذارد
در حقيقت منفعت است نه خسارت...
هرگز سعي نكنيد كسي را متوجه ارزشتان كنيد...
اگر فردي قدر شما را نميداند اين يعني لياقت شما را ندارد
به خودتان احترام بگذاريد و با كساني باشيد كه واقعا براي شما ارزش قائلند...

دختر کوچک به مهمان گفت :میخوای عروسکهای من را ببینی؟
مهمان جواب مثبت داد.
دخترک دوید و همه ی عروسکهای خود را آورد، بعضی از اونا خیلی بانمک بودن
در بین آن ها
یک عروسک باربی هم بود.
مهمان از دخترک پرسید: کدام را بیشتر از همه دوست داری؟
... و پیش خودش فکر کرد: حتما باربی.
اما خیلی تعجب کرد وقتی که دید
دخترک به عروسک تکه پاره ای که یک دست هم نداشت اشاره کرد و گفت: این را دوست دارم.
مهمان با کنجکاوی پرسید: این که زیاد زیبا نیست!
دخترک جواب داد:
آخه اگه منم دوستش نداشته
باشم دیگه هیشکی نیست او را دوست داشته باشد.
اونوقت دلش می شکند ...
تو خوب باش، حتي اگر آدم هاي اطرافت خوب نيستند...
عشق همانند پروانه ایست
که اگر سفت بگیری له می شود
و اگر سست بگیری می گریزد...![]()
![]()

تغییر نگاه به زندگی باید از ذهن شروع شود،

یک بار دزدکی با هم رفتیم سینما
" مصطفی مستور - عشق روی پیاده رو "
میدانی رفیق ؟ نه زیبایم . . . نه مهربان . . . فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست . . . فقط برای خودم هستم . . . خوده خودم . . . صبورم و سنگین . . . سرگردان . . . مغرور . . . قانع . . . با یک پیچیدگی ساده . . . و مقداری بی حوصلگی زیاد . . . برای تویی که چهره را میپرستی نه سیرت آدمی را ، هیچ ندارم . . . راهت را بگیر و برو . . . حوالی ما توقف ممنوع است . . .