❤ღ❤ღ پـــــارادایـ ــ ــ ــس لاو ღ❤ღ❤
بهای بهشت عاشقی دلیست که به پاکی باخته شود....
او از غرق شدن ميترسيد براي همين
هيچوقت شنا نميکرد سوار قايق نميشد
حمام نميکرد
و به آبگيري پا نميگذاشت
شب و روز در خانه مينشست
در را به روي خود قفل ميکرد
به پنجرهها ميخ ميکوبيد
و از ترس اينکه موجي سر برسد
مثل بيد ميلرزيد و اشک ميريخت
عاقبت آن قدر گريه کرد
که اتاق پر شد از اشک
و او را درخود ، غرق کرد
شل سيلور استاين
تاريخ : چهارشنبه 11 شهریور 1394 | 23:59 | نويسنده : paradiselove |
ارسال نظر(0)
درباره وب
میدانی رفیق ؟ نه زیبایم . . . نه مهربان . . . فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست . . . فقط برای خودم هستم . . . خوده خودم . . . صبورم و سنگین . . . سرگردان . . . مغرور . . . قانع . . . با یک پیچیدگی ساده . . . و مقداری بی حوصلگی زیاد . . . برای تویی که چهره را میپرستی نه سیرت آدمی را ، هیچ ندارم . . . راهت را بگیر و برو . . . حوالی ما توقف ممنوع است . . .
نويسندگان
لينک هاي مفيد
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب