در ميان روزها از "روز دوم" بدم می آيد .....

روز دوم بی‌رحم‌ترين روز است و با هيچکس شوخی ندارد ...

در روز دوم همه‌ چيز منطقی ست ...

حقايق آشکار است و به هيچ وجه نميتوان سر ِخود را شيره ماليد..!!

مثلا ، روز اول مهر ...

هميشه روز خوبی بود ...

آغاز مدرسه بود و خوشحال بوديم ...

 

اما امان از روز دوم ...!!

روز دوم تازه می‌فهميديم که تابستان تمام شده است ...

يا مثلا روز دوم بازگشت از سفر ...

روز اول خستگی در می‌کنيم ، حمام می‌کنيم

اما روز دوم ، تازه می‌فهميم که سفر تمام شده است ...

طبيعت و بگو بخند با دوستان و عشق و حال تمام شده است ...

يا وقتی کسی از دنيا ميرود ...

روز اول ، خدا بيامرز است و روز دوم ، عزيز از دست رفته !!

 

و اما جدایی ...

روزِ اول شوکه‌ايم و شايد حتی خود را آماده کنیم برای زندگی جديدی که در راه است ...


اما دريغ از روز دوم ...!!

تازه می‌فهميم کسی رفته...

تازه می فهميم حال‌مان خوب نيست ...

تازه می فهميم که تنهایی بد است

بايد روز دوم را خوابيد ...

بايد روز دوم را خورد ...

بايد روز دوم را مُرد ...




تاريخ : پنج‌شنبه 12 شهریور 1394 | 00:00 | نويسنده : paradiselove | ارسال نظر(0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید