" رفتن "،" ماندن "

" رفتن "


رفتن که بهانه نميخواهد ،

يک چمدان ميخواهد از دلخوريهاى تلنبار شده و گاهى

حتى دلخوشيهاى انکار شده ...

رفتن که بهانه نميخواهد وقتى نخواهى بمانى ، با

چمدان که هيچ بى چمدان هم ميروى !



" ماندن"


ماندن اما بهانه مى خواهد ،

دستى گرم، نگاهى مهربان،

دوستت دارمهايى که مى شنوى ا

يک فنجان چاى، بوى عود، يک آهنگ مشترک، خاطرات

تلخ و شيرين ...

وقتى بخواهى بمانى ،

حتى اگر چمدانت پر از دلخورى باشد خالى اش مى کنى

و باز هم ميمانى ...

ميمانى و وقتى بخواهى بمانى ، نم باران را رگبار

مى بينى و بهانه اش مى کنى براى نرفتنت !

آرى ،

آمدن دليل مى خواهد

ماندن بهانه

و رفتن هيچکدام ......


" سهراب سپهرى"




تاريخ : یکشنبه 30 شهریور 1393 | 15:07 | نويسنده : paradiselove | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران