من عاشق زمستانم...

 

عاشق اینکه در زمستان آرام راه میروی که سر نخوری!

 

گونه هایت از سرما سرخ شده است...

 

سر خود را تا حد ممکن در یقه ات فرو کرده ای..

 

دستهایت در جیب به هم مچاله شده است...

 

معصومانه به زمین خیره ای...

 

چه قدر دوست داشتنی شده ای...!

 

حرفم را پس میگیرم...

 

من عاشق زمستان نیستم,عاشق تو أم....!

 

 

 




تاريخ : سه‌شنبه 08 بهمن 1392 | 10:34 | نويسنده : paradiselove | ارسال نظر(0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید